خانه / تازه‌ها / نوشته‌های من / ادبیات و شعر (برگه 2)

ادبیات و شعر

همیشه ما برای ملک ایران جان فدا کردیم.

سخن می‌گویم بی لب، می‌شنوی با دل

با تو سخن‌ها دارم از پس سال‌ها که گذشت یا آنچه نرسیده است هنوز تلخی‌‌کامی‌ها، شیرینی‌ها سخن‌های زیاد با تو که آمده‌ای قفل نماند دهنم با تو که می‌شنوی می‌بینی و چه محتاج دیده‌شدن است آدم و چه محتاج کسی همچو تویی که بی‌چشم برهم زدنی یا غافل‌شدنی کنارش باشی …

خواندن بیشتر

به خود بپیچ مرا – شعر

بی‌قرارهایم را برای‌ت می‌آورم با یک آغوش مرا آرامی خستگی‌های زندگی را برای‌ت می‌آورم با یک نگاه مرا راحتی زخم‌هایم را برای‌ت می‌آورم با یک نوازش مرا مرهمی ....

خواندن بیشتر

فصل‌های احساس تو

فصل‌ها گرم و سرد باهار یا پاییز از تو آغاز می‌شود برای من که با لبخندت باهار می‌شود و با نگاهت گل‌ها می‌شکفد یا که سیب باغچه‌مان عاشقانه به ما می‌خندد ولی خدا...

خواندن بیشتر