خانه / Faez Ehya (برگه 2)

Faez Ehya

می‌خواهم اینجا خانه مجازی من باشد. هر آنچه در زندگی من مهم است اینجا می‌آورم. اما هیچ چیز مهمتر از عشق نیست. آن‌را در قلبم نگهبانی می‌کنم. فائزاحیا

چه فرایندهایی باعث فرگشت میگردند؟ ( بخش سوم)

ادامه بخشهای نخست و دوم

یک سازوکار مهم دیگر برای تغییرات تکاملی وجود دارد که توضیح می‌دهد چگونه گونه‌ها می‌توانند با توجه به خصلت‌هایی تغییر کنند که بر بقا یا موفقیت تولیدمثل دارندگان این خصلت‌ها تأثیری ندارند یا تأثیرشان اندک است و بنابراین، در معرض انتخاب طبیعی قرار نمی‌گیرند. احتمالاً چنین امری به‌خصوص در مورد ردهٔ عمده‌ای از تغییرات مادهٔ ژنتیکی صادق است که فاقد تأثیر با دارای تأثیری اندک بر ساختار و کارکرد موجود زنده‌اند.

اگر تغییرات به لحاظ گزینش خنثایی وجود داشته باشد، چنانکه به‌طور میانگین میان افراد مختلف تفاوتی در بقا یا باروری وجود نداشته باشد بازهم این امکان هست که نسل زادگان با نسل والد اندکی متفاوت باشد. این امر در غیاب انتخاب، به‌این‌علت است که ژن‌های جمعیت زاده‌ها، نمونه‌ای تصادفی (کاتورهای) از ژن‌های جمعیت والد هستند. جمعیت‌های واقعی اندازهٔ محدودی دارند؛ و ازاین‌رو ترکیب جمعیت زاده‌ها درنتیجهٔ تصادف تا حدودی متفاوت از ترکیب جمعیت والد خواهد شد. درست به همان شکل که اگر سکه‌ای را ۱۰ بار پرتاب کنیم، انتظار نداریم که دقیقاً ۵ بار شیر و ۵ بار خط بیاید. این فرایند تغییرات تصادفی، رانش ژنی خوانده می‌شود.

آثار ترکیبی جهش، انتخاب طبیعی و فرآیند تصادفی رانش ژنی به تغییراتی در ترکیب یک جمعیت می‌انجامد. طی یک دورهٔ زمانی طولانی، این آثار تجمعی موجب تغییر ساختار ژنتیکی جمعیت می‌شود و بنابراین می‌تواند ویژگی‌های گونه را در مقایسه با خصیصه‌های نیاکان آن به شکل جدی تغییر دهد.

پیش‌تر از تنوع حیات که در تعداد زیاد گونه‌های مختلف زیستی فعلی منعکس‌شده است، یادکردیم (در طول تاریخ گذشتهٔ حیات تعداد گونه‌های زنده بسیار بیشتر بوده است که ناشی از این حقیقت است که سرنوشت نهایی تقریباً تمام گونه‌ها، انقراض است).

یکی از مسائل مهم، چگونگی تکامل یک‌گونهٔ جدید است (گونه‌زایی) که در مطالب بعدی به آن پرداخته خواهد شد. تعریف اصطلاح «گونه» دشوار است و گاه مرزبندی دقیق بین جمعیت‌های متعلق به یک‌گونه و جمعیت‌های متعلق به گونه‌های جداگانه، سخت است.

در بحث پیرامون تکامل، هنگامی می‌توان دو جمعیت از موجودات دارای توانایی تولیدمثل جنسی را از دو گونهٔ متفاوت در نظر گرفت که این دو جمعیت نتوانند با همدیگر تلاقی (درون زادآوری) کنند، به‌طوری‌که سرنوشت تکاملی این دو گونه کاملاً مستقل از هم خواهد بود. پس جمعیت‌های انسانی که در نقاط مختلف جهان زندگی می‌کنند، به‌صراحت و بدون هیچ ابهامی اعضای یک‌گونه هستند، زیرا مانعی برای آمیزش فرد مهاجری از یک جمعیت با فردی از جمعیت دیگر وجود ندارد.

چنین مهاجرت‌هایی عموماً مانع از واگرایی شدید ساختار ژنتیکی جمعیت‌های یک‌گونه می‌شود. برعکس، شامپانزه و انسان دو گونهٔ کاملاً متفاوت‌اند، زیرا شامپانزه‌ها و انسان‌هایی که در یک منطقه نیستند، قادر به آمیزش و زادآوری نیستند. همان‌طور که خواهیم گفت، تفاوت ساختار مادهٔ ژنتیکی انسان با شامپانزه بسیار بیشتر از تفاوت ساختار ژنتیکی جمعیت‌های مختلف انسانی با همدیگر است.

فرگشت - چه فرایندهایی باعث فرگشت میگردند؟ ( بخش سوم) - فائز faezehya.com 1

شکل‌گیری یک‌گونهٔ جدید باید مستلزم ایجاد موانعی برای آمیزش بین جمعیت‌های یک‌گونه باشد. هنگامی‌که چنین موانعی ایجاد شود، جمعیت‌ها براثر جهش، انتخاب و رانش ژنی و واگرایی درنهایت موجب تنوع حیات می‌شود. اگر چگونگی شکل‌گیری این موانع آمیزش و به دنبال آن، چگونگی واگرایی جمعیت‌ها درک و شناخته شود، می‌توان خاستگاه گونه‌ها را نیز درک کرد.

این ایده‌ها، داده‌های زیستی بسیار زیادی را در مورد فرگشت، با کمک نظریه‌های ریاضیاتی که جزییات دقیقی دارند و قادر به شبیه‌سازی‌اند، فراهم آورده است؛ به همان صورتی که ستاره‌شناسان و فیزیکدانان به شبیه‌سازی رفتار ستارگان و سیارات وغیره می‌پردازند تا آن‌ها را به شکل کامل‌تری بشناسند و نظریه‌های خود را به‌صورت دقیق‌تر بیازمایند. پیش از تشریح مفصل‌تر سازوکارهای تکامل (بدون پرداختن به جزئیات ریاضیاتی آن‌ها)، در مطالب بعدی نشان خواهیم داد که چگونه تعداد زیاد انواع مشاهدات زیستی برحسب تکامل معنی پیدا می‌کنند.

چه فرایندهایی باعث فرگشت میگردند؟ ( بخش نخست)

برای درک حیات در کرهٔ زمین، باید بدانیم جانوران (ازجمله انسان)، گیاهان و ریز موجودات (میکروب‌ها)، چگونه فعالیت می‌کنند و درنهایت آن‌ها را برحسب فرایندهایی مولکولی بشناسیم که موجب بروز کارکردهای آن‌ها می‌شود. این امر همان پرسش «چگونگی» در علم زیست‌شناسی است؛ پرسشی که پژوهش‌های فراوان طی سدهٔ گذشته موجب پیشرفت‌های بسیاری دررسیدن به پاسخ آن شده است.

این تلاش‌ها نشان داده‌اند که حتی یک یاختهٔ (سلول) باکتریایی، ساده‌ترین موجودی که قادر به حیات مستقل است، نیز ماشینی بسیار پیچیده است با هزاران مولکول پروتئینی گوناگون که به شکلی هماهنگ در راستای بروز کارکردهای موردنیاز برای بقای این یاخته و تقسیم آن به دو یاخته دختری فعالیت می‌کنند. این پیچیدگی در موجودات عالی، مانند مگس یا انسان، بیشتر است.

حیات موجودات زنده با یاخته که حاصل آمیزش یک تخمک و یک اسپرم است، آغاز می‌شود. سپس مجموعه‌ای از تقسیمات یاخته‌ای که به‌دقت کنترل می‌شوند رخ می‌دهد و این یاخته‌ها طی فرایند تمایز به بافت‌های گوناگون تبدیل می‌شوند. سرانجام، فرایند نمو به شکل‌گیری موجود بالغ می‌انجامد که ساختار بسیار منظم آن از بافت‌ها و اندام‌های گوناگونی ساخته‌شده و قادر به انجام رفتارهای پیچیده است.

شناخت ما از سازوکارهای مولکولی که زمینه‌ساز این پیچیدگی ساختاری و کارکردی‌اند، به‌سرعت در حال افزایش و گسترش است. باوجودی که هنوز مسائل حل‌نشدهٔ بسیاری وجود دارد، زیست‌شناسان بر این باورند که حتی پیچیده‌ترین ویژگی‌های موجودات زنده، مانند هشیاری آدمی، بازتاب مجموعه‌ای از فرایندهای شیمیایی و فیزیکی‌اند که می‌توان آن‌ها را تجزیه‌وتحلیل علمی کرد.

در تمام سطوح حیات، از ساختار و کارکرد یک تک مولکول پروتئین تا سازمان مغز آدمی، می‌توان موارد بسیاری از سازگاری را مشاهده کرد: تناسب ساختار با کارکرد که در ماشین‌های ساخت بشر نیز مشاهده می‌شود.

نیز می‌بینیم گونه‌های زندهٔ گوناگون دارای ویژگی‌های متمایزی‌اند که اغلب آشکارا حاکی از سازگاری آن‌ها با محیط زندگی‌شان است. این مشاهدات است که پرسشی مربوط به «چرایی» را در زیست‌شناسی مطرح می‌کند؛ پرسشی مربوط به فرایندهایی که موجودات زنده را به شکلی درآورده‌اند که امروز هستند.

از ظهور ایدهٔ تکامل (فرگشت)، بیشتر زیست‌شناسان با تمسک به یک آفریدگار به این پرسش پاسخ گفته‌اند. اصطلاح «سازگاری» نخستین بار توسط عالمان الهیات انگلیسی در سدهٔ هجدهم به کار رفت و بر اساس آن، نظم آشکار در سیمای موجودات زنده، اثباتی بر وجود یک طراح فرا طبیعی است. باوجودی که دیوید هیوم در میانهٔ سدهٔ هجدهم نشان داد که این برهان دارای ایراد منطقی است، اما تا زمانی که گزینهٔ دیگری به‌جای آن پیشنهاد نشده بود، جایگاه خود را در ذهن انسان‌ها حفظ کرد.

چه فرایندهایی باعث فرگشت میگردند؟ ( بخش نخست)

ادامه دارد…

 

شاهکار ایرباس یا چگونه بدون دردسر با یک خودرو پرنده به مقصد برسیم؟

شرکت ایرباس و شرکت ایتال دیزاین در نمایشگاه خودرو ژنو از یک خودرو مفهومی رونمایی کردند که می‌تواند حمل نقل شهری را در آینده متحول کند.

تصور کنید قصد رفتن به‌جایی رادارید و دیرتان شده است تنها راه سروقت رسیدن به‌قرار، پرواز بر فراز مسیر پرترافیک شهری است. از روی موبایل خود با یک اپلیکیشن تاکسی درخواست می‌کنید یک خودرو خودران در سریع‌ترین زمان ممکن حاضر می‌شود. تا قسمت بدون ترافیک مسیر را بر روی زمین طی می‌کنید؛ به قسمت پرترافیک که می‌رسید پهبادی با چهار پروانه از راه می‌رسد و به بالای خودرو شما ملحق می‌شود و شمارا از بالای ترافیک شهری رد می‌کند و شما در کمترین زمان به مقصد می‌رسید اگر فکر می‌کنید این رؤیاست اشتباه می‌کنید.

ماتیوس تامسون مدیر بخش خودرو پرنده ایرباس می‌گوید:

«شاید تا ده سال دیگر بتوانیم این محصول را تولیدی کنیم البته تا آن زمان خیلی چیزها باید پیشرفت کند ازجمله هوش مصنوعی، سامانه‌های هدایت پرواز، سامانه‌های ناوبری و خودران خودرو و البته فنّاوری پرواز امن، ما از هم‌اکنون کار را شروع کرده‌ایم.»

وی در پاسخ به این سؤال که چقدر چنین وسیله‌ای می‌تواند ایمن باشد می‌گوید:

«برای ایرباس ایمنی در پرواز مهم‌ترین اصل است و تا زمانی که ازنظر ایمنی مطمئن نشویم این محصول را تولید نمی‌کنیم.»

فیلیپ پرینی مدیر طراحی شرکت ایتال دیزاین که از مطرح‌ترین شرکت‌های طراحی خودرو در جهان است هم درباره این خودرو می‌گوید:

«این وسیله از سه بخش شاسی، اتاقک و یک سیستم پروازی تشکیل‌شده است ترکیب این سه قسمت می‌تواند انعطاف بسیاری در حمل نقل ایجاد کند با این روش این اتاقک در برخی اوقات می‌تواند در سیستم حمل نقل ریلی قرار گیرد برخی اوقات روی جاده حرکت کند و اگر سیستم اولویت دید پرواز کند.»

این خودرو که پاپ آپ نام دارد از یک اتاقک ماژولار دونفره و یک بخش زمینی تشکیل‌شده است.این خودرو که پاپ آپ نام دارد از یک اتاقک ماژولار دونفره و یک بخش زمینی تشکیل‌شده است. faezehya.com

این محصول همانند یک خودرو عمل کرده و درزمانی که ترافیک خیلی شدید باشد می‌تواند به‌صورت عمودی پرواز کند.

هنگامی‌که مسافران به مقصد خود می‌رسند، هم ماژول زمینی و هم هوایی به ایستگاه‌های شارژ مخصوص خود برده شده و منتظر مسافران بعدی می‌مانند. faezehya.com

هنگامی‌که مسافران به مقصد خود می‌رسند، هم ماژول زمینی و هم هوایی به ایستگاه‌های شارژ مخصوص خود برده شده و منتظر مسافران بعدی می‌مانند.

یورگ آستالوش مدیرعامل شرکت ایتال دیزاین درباره این خودرو می‌گوید:

« برای طراحی خودروهای شهری آینده، خودروهای سنتی نمی‌تواند به‌تنهایی راه‌حلی برای کلان‌شهرها باشند و خودروسازان باید به زیرساخت‌های پایدار و هوشمند، اپلیکیشن‌ها، سامانه‌های یکپارچه‌سازی، سامانه‌های نیرو دهی، برنامه‌ریزی شهری، جنبه‌های اجتماعی و غیره فکر کنند.

مسافرانی که از این وسیله نقلیه استفاده می‌کنند به‌راحتی می‌توانند مقصد خود را با استفاده یک اپلیکیشن همراه مشخص کرده و سیستم به‌طور خودکار بهترین راه حمل‌ونقل را بر اساس زمان‌بندی، تراکم ترافیک و هزینه‌ها به آن‌ها نشان خواهد داد.»

این محصول برقی در نظر گرفته‌شده است و اتاقک بااتصال به ماژول زمینی خود قادر است تا به یک خودرو زمینی تبدیل شود که با باتری کار می‌کند و می‌تواند با هر بار شارژ ۱۰۰ کیلومتر را طی کند.

این خودرو مجهز به سامانه‌ای است که صورت مسافران را اسکن و شناسایی کرده و همچنین طول مسیر را بر روی یک صفحه به آن‌ها نشان می‌دهد.

اگر مسافران در حین سفر با بخش زمینی با ترافیک مواجه شوند به‌سادگی می‌توانند درخواست تغییر وضعیت خودرو را صادر کنند تا اتاقک از ماژول زمینی جدا شود و به‌صورت عمودی به هوا برود.

این خودرو حمل نقل شهری را در آینده متحول می‌کند، خودروهای خودران در آینده همه‌گیر می‌شوند و گام بعدی این وسایل حمل نقل پرنده هستند.

این خودرو حمل نقل شهری را در آینده متحول می‌کند، خودروهای خودران در آینده همه‌گیر می‌شوند و گام بعدی این وسایل حمل نقل پرنده هستند.

۵ نشانه که انسان هنوز در حال فرگشت (تکامل) است یا دگرگونی و همسان سازی گونه ما

زمانی که ما به فرگشت انسان فکر می‌کنیم ذهن‌های ما به هزاران سالی برمی‌گردد که صرف شده است تا انتخاب طبیعی، انسان امروزی را به وجود آورد. ولی ما هنوز به‌عنوان یک‌گونه در حال تغییر هستیم.

باوجود پیشرفت‌های فناوری و صنعت، فرگشت انسان امروزی هنوز هم ادامه دارد. یک کژفهمی رایج وجود دارد که فرگشت در زمان‌های گذشته رخ‌داده است ولی طی ده هزار سال گذشته سرعت فرگشت ما ۱۰۰ برابر شده و جهش‌های بیشتری در ژن‌های ما ایجاد نموده است و انتخاب طبیعی بیشتری بر روی این جهش‌ها رخ‌داده است. در ادامه به برخی نشانه‌های ادامهٔ فرگشت انسان امروزی اشاره می‌شود.

 

۱- نوشیدن شیر

ازنظر تاریخی ژن‌هایی که ما را قادر می‌ساختند شیر مادر را هضم کنیم پس از پایان دوره شیرخوارگی غیرفعال می‌شدند و ما توانایی هضم شیر را از دست می‌دادیم. ولی با شروع اهلی کردن گاوها، گوسفندان و بزها توسط بشر، توانایی خوردن شیر به یک مزیت تبدیل شد و افراد با جهش ژنتیکی توانایی هضم لاکتوز، بهتر توانستند ژن خود را منتشر سازند.

یک تحقیق در سال ۲۰۰۶ نشان داد که قابلیت تحمل لاکتوز حدود ۳ هزار سال پیش در شرق آفریقا پدیدار شده است. امروزه ۹۵ درصد مردم اروپای شمالی حامل این جهش ژنتیکی برای هضم شیر هستند.

 

۲- ما در حال از دست دادن دندان عقل هستیم

اجداد ما فک‌های بسیار بزرگ‌تری از ما داشتند که به آن‌ها کمک می‌کرد غذاهای سفتی مثل ریشه‌های گیاهان، مغزهای خوراکی و برگ‌ها را بجوند. خوردن گوشت نیازمند این بود که دندان‌ها گوشت را پاره کنند که منجر به فرسایش دندان‌ها می‌شد که نیازمند جایگزینی بودند. دندان‌های عقل که درواقع سری سوم دندان‌های آسیاب هستند به خاطر عادات غذایی اجداد ما لازم بودند.

امروزه ما ظروف و ابزاری برای بریدن غذایمان داریم. وعده‌های غذایی ما نرم‌تر بوده و جویدن آن‌ها راحت‌تر است و درنتیجه فک‌هایمان خیلی کوچک‌تر هستند که همین باعث شده است پس از بیرون آمدن دندان عقل جای کافی برای آن وجود نداشته باشد و درون فک گیر بیفتند. دندان‌های عقل نیز به‌مانند آپاندیس به یک بازماندهٔ ژنتیکی تبدیل‌شده‌اند. برآوردها نشان می‌دهند که ۳۵ درصد مردم بدون دندان عقل متولد می‌شوند.

 

۳- مقاومت در برابر بیماری‌ها

در سال ۲۰۰۷ یک گروه از محققان که به دنبال نشانه‌های جدید فرگشت انسان بودند ۱۸۰۰ ژن را یافتند که طی ۴۰ هزار سال گذشته در بشر غالب شده‌اند و بسیاری از آن‌ها مختص مبارزه با بیماری‌های عفونی مانند مالاریا هستند. بیش از دوجین تنوع ژنتیکی جدید برای مبارزه با مالاریا به‌سرعت در بین آفریقایی‌ها در حال انتشار است. یک تحقیق دیگر مشخص کرد که انتخاب طبیعی به نفع شهرنشینی عمل کرده است. زندگی در شهرها یک نوع ژن جدید تولید کرده است که به ما اجازه می‌دهد مقاومت بیشتری در برابر بیماری‌هایی چون سل و جذام داشته باشیم.

 

۴- مغز ما در حال کوچک شدن است

درحالی‌که مغز بزرگ ما باعث شده است که از بقیهٔ موجودات زنده باهوش‌تر باشیم این عضو طی ۳۰ هزار سال گذشته کوچک‌تر شده است. میانگین حجم مغز انسان از ۱۵۰۰ سانتی‌متر مکعب به ۱۳۵۰ سانتی‌متر مکعب کاهش‌یافته است. این مقدار کاهش به‌اندازهٔ یک توپ تنیس است.

گروهی از محققان گمان می‌کنند که کوچک شدن مغز ما بدین معنی است که ما در حال خنگ‌تر شدن هستیم. ازنظر تاریخی با بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شدن جوامع، اندازهٔ مغز انسان کاهش‌یافته است، بدین معنی که شبکهٔ ایمن جوامع مدرن ارتباط بین هوش و بقا را کمرنگ کرده است. ولی یک نظریهٔ دلگرم‌کننده‌تر بیان می‌کنند که مغزهای کوچک‌تر کارایی بیشتری دارند. در این نظریه، کوچک شدن مغز به همراه افزایش توانایی آن برای عملکرد سریع‌تر است. یک نظریهٔ دیگر نیز وجود دارد که بیان می‌کند مغزهای کوچک‌تر ازنظر فرگشتی یک مزیت محسوب می‌شوند چون به ما اجازه می‌دهند رفتارهای ستیزه‌جویانهٔ کمتری از خود نشان داده و برای حل مسائل باهم کارکنیم.

 

فرگشت باعث شده است که مغز انسان طی 30 هزار سال گذشته کوچک‌تر شود. faezehya.com

۵- چشمان آبی

چشمان انسان در اصل قهوه‌ای‌رنگ بوده است. حدود ۱۰ هزار سال پیش کسانی که در نزدیکی دریای سیاه زندگی می‌کردند دستخوش یک جهش ژنتیکی شدند که چشمان قهوه‌ای آن‌ها را به چشم آبی تبدیل کرد. درحالی‌که دلیل به وجود آمدن چشمان آبی تا حدی رمزآلود باقی‌مانده است یک نظریه بیان می‌کند که چشمان آبی به‌صورت یک آزمون پدری عمل می‌کنند. چون فرزند یک جفت زن و مرد چشم آبی همیشه چشم آبی می‌شود مردان با انتخاب زنان چشم آبی و به دنیا آوردن فرزندان چشم آبی از وفاداری همسرانشان مطمئن می‌شدند. این نظریه دلیل جذاب‌تر بودن زنان چشم آبی ازنظر مردان را توضیح می‌دهد.

منبع:۵ Signs Humans Are Still Evolving

 

من ِ اسفندماهی تو

زیباتر از اسفند دیده‌ای
پیرهن گلدار باهار است و سبزی نو
دامن سفید زمستان است و خیسی خاک
مثل من است
اسفند ماهی تو
ملون مزاجیش نه از هوس است
که از اشتیاق آمدن اردیبهشتی تو
گاهی نرم است و آفتابی
گاهی تند و بارانی
مانند من
از آمدن تو

فائز احیا
۱۸ اسفندماه ۱۳۹۵

فرگشت (تکامل) چیست و چگونه ما را به سرمنشأ حیات می‌رساند؟

به‌طور خلاصه فرگشت زیستی = (تکامل) = (Evolution) (تکامل واژه‌ای غلط انداز است؛ زیرا در زبان فارسی تکامل به معنی کامل شدن و تکمیل است. درحالیکه Evolution (اولوشن) اصلا به این مفهوم نیست. ریشۀ لغت تکامل از عربی است، ولی خود عرب‌زبانان از این لغت به عنوان برابر اولوشن استفاده نمی‌کنند. در زبان عربی برابر اولوشن «تطوّر» است -به مفهوم تغییر و تحول- که برابر کاملاً درستی است. شاید یکی از دلایل بدفهمی رایج فارسی‌زبان نسبت به این پدیده همین واژۀ اشتباه تکامل باشد. فرگشت از برابر نهاده‌ های فرهنگستان است و بهتر است به جای تکامل به کار رود. البته برابرهای دیگری برای اولوشن (اولوسیون) پیشنهاد شده از جمله: برآمدن (برآیش)؛ فرارویش؛ دگرگونش؛ تطوّر؛ تحول؛ و فرگشت. لغت فرگشت در این میان بیشترین تناسب معنایی را با برابر اصلی دارد. فر (پیشوند) + گشت (گشتن و تغییر یافتن). «فر» در اینجا اسم نیست و از این جهت به معنی فرّه و جلال و شکوه نیست، بلکه یک پیشوند است به مفهوم پیش رفتن و ادامۀ روند [به همین طریق داریم؛ فرسایش = فر + سایش. ساییدن متمادی و ادامه‌دار].) به معنی تغییرات انباشته‌شده در یک جمعیت در طول زمان است. این تغییرات در سطح ژنی با جهش/ ترکیب جدید ژن‌های جانداران در هنگام تولیدمثل به نسل‌های بعدی منتقل می‌شوند. گاهی اوقات یک جاندار ویژگی‌هایی را به ارث می‌برد که به بقا و تولیدمثل او در شرایط محیطی کمک می‌کند. این ویژگی‌ها به‌مرور در جمعیت گونه زیاد می‌شوند، چون آن‌هایی که ویژگی‌های بهتری دارند زنده می‌مانند و آن‌هایی که ویژگی‌های مضری دارند به‌مرور در جمعیت کم و کمتر می‌شوند، به این فرآیندِ بقا و تولیدمثل موفق بیشترِ بهترها، «انتخاب طبیعی» می‌گویند.

تغییرات غیر ژنتیکی که در طول دوران زندگی موجودات زنده در بدنشان رخ می‌دهد به نسل‌های بعدی منتقل نمی‌شود، مثلاً عضلانی شدن با ورزش و تغذیه را فرگشت نمی‌گویند، چون چیزی نیست که به نسل بعدی منتقل شود.

تمامی جانداران روی کره زمین در طول میلیاردها سال به‌طور تدریجی در فرآیند فرگشت به وجود آمده‌اند. جانداران اولیه بسیار ساده بوده‌اند، و به‌مرور در فرآیند فرگشت به اشکال مختلف درآمده‌اند در نتیجه و از این نظر همه موجودات زنده باهم نیای مشترک دارند؛ یعنی همگی موجودات زنده بر روی کره زمین باهم قوم‌وخویشیم! انسان‌ها و درختان بلوط، پروانه‌ها و نهنگ‌ها، همه و همه خویشاوندان دورتر و نزدیک‌تر هم هستیم.
فرگشت (تکامل) چیست و چگونه ما را به سرمنشأ حیات می‌رساند؟

مدارک فرگشت نه تنها از طریق دیرین‌شناسی (مطالعه فسیل‌ها) بلکه توسط مقایسه ژن‌ها، آناتومی مقایسه‌ای، جنین‌شناسی، بیوشیمی، توزیع جغرافیایی و دیگر رشته‌های علمی هم تایید شده‌است.

از ۱۵۰ سال پیش که چارلز داروین نظریه فرگشت با انتخاب طبیعی را مطرح کرد، کوهی از مدارک در تایید و پشتیبانی آن پیدا شده است. مدارک فسیلی از زمان داروین تاکنون روز به روز افزایش یافته و همگی شواهد به طور مکرر در تایید نظریه فرگشت بوده است و مهمتر از آن با کشف دی ان آ و فرآیند تکثیر ژن‌ها، فهم واپاشی رادیواکتیو (برای تخمین عمر نمونه‌ها)، مشاهده انتخاب طبیعی در طبیعت و آزمایشگاه، و بررسی شواهد موجود در ژنوم جانداران (شامل انسان) باعث شده که اعتبار فرگشت به طور روزافزون تقویت شود، تاجاییکه امروزه فرگشت بعنوان یک حقیقت علمی شناخته می‌شود.

ادامه دارد …

می‌دانستید امکان دارد جد موجودات زنده یک قطره باشد؟ یا قطره‌های تقسیم شونده یا چگونگی ایجاد حیات بر روی زمین

پژوهشگران کشف کرده‌اند که قطره‌های ساده‌ای که به لحاظ شیمیایی فعال می‌باشند، به‌اندازه یک سلول رشد می‌کنند و سپس تقسیم می‌شوند. آن‌ها پیشنهاد می‌کنند که این پدیده ممکن است به ظهور اولین سلول‌های زنده منجر شده باشد.

تیمی از فیزیکدان‌ها و زیست‌شناسان در آلمان مکانیسم ساده‌ای را کشف کرده‌اند که ممکن است توضیح دهد چگونه قطرات مایع در سوپ بنیادین به سلول‌های زنده فرگشت یافته‌اند. سایر محققانی که بر روی مبدأ حیات در زمین مطالعه می‌کنند ایده فوق را مورد تحسین قرار داده‌اند. رامین گلستانیان، استاد فیزیک نظری در دانشگاه آکسفورد (که خود در پروژه فوق نقش مستقیمی نداشته است) نتایج به‌دست‌آمده را یک دستاورد عظیم خوانده است که نشان می‌دهد شکل‌گیری حیات ازآنچه تصور می‌شود ممکن است بسیار ساده‌تر باشد.

پرسش محوری در مورد مبدأ حیات این است که چگونه اولین سلول‌ها از عناصر ابتدایی به وجود آمدند؟ پیش‌درآمد شکل‌گیری سلول‌ها که پیش سلول خوانده می‌شوند، چه بودند؟

در سال ۱۹۲۴، الکساندر اُپارین، بیوشیمیست روسی که خالق ایده سوپ بنیادین برای شکل‌گیری حیات است، اولین شخصی بود که پیشنهاد کرد این پیش سلول‌های مرموز می‌توانند به شکل قطرات مایعی باشند که به‌طور طبیعی شکل می‌گیرند و غشایی ندارند.

در سال‌های اخیر، قطره‌هایی درون سلول‌های مدرن یافت شده‌اند که پاره‌ای وظایف بنیادین را بر عهده‌دارند.

اُپارین خود هیچ ایده‌ای نداشت که چنین قطراتی چگونه ممکن است شکل بگیرند، رشد کنند و تقسیم شوند و سپس به اولین سلول فرگشت یابند؛ اما اکنون و در پی کارهای انجام‌شده توسط دیوید زوئیکر و همکارانش در انستیتو ماکس پلانک پاسخی برای پرسش فوق دارد. آن‌ها قطراتی را موردمطالعه قرار داده‌اند که به‌طور شیمیایی فعال می‌باشند و با محیط اطراف خود عناصر شیمیایی تبادل می‌کنند. این قطرات تمایل دارند تا اندازه یک سلول رشد کنند و سپس همانند یک سلول تقسیم می‌شوند. نتایج تحقیقات آن‌ها در دسامبر ۲۰۱۶ در نشریه فیزیک نیچر منتشرشده است.

در سال ۲۰۰۸ تیمی از زیست‌شناسان دانشگاه پرینستون برای اولین بار قطراتی زیر سلولی را در درون سلول‌های کِرم سی‌الگانس کشف کردند که توده به‌هم‌پیوسته و کوچکی از پروتئین و آر. ان.ای هست. یکی از اعضای آن گروه اکنون می‌گوید که قطرات کشف‌شده درون‌سلولی می‌توانند بقایای باستانی پیش سلول‌های اولیه باشند، همان‌گونه که میتوکندری بقایای میکروبی باستانی است که سلول‌ها را آلوده می‌کرد ولی سرانجام رابطه‌اش با سلول به‌نوعی همزیستی تکوین یافت. این قطرات متراکم که درون سلول می‌بینیم نیز ممکن است به طریق مشابه، فسیل‌های بجا مانده از نیروهای پیش‌برندِ فیزیکی-شیمیایی باشند که خود موجب شکل‌گیری اولین سلول‌ها شدند.

پس از کشف قطرات زیر سلولی، دیوید زوئیکر مأمور شد تا فیزیک عملکرد سنتروزوم را موردمطالعه قرار دهد. سنتروزوم یا میان‌تن، اندامکی در مرکز سلول جانوران است که در عملیات تقسیم سلول نقش دارد و نظیر یک قطره رفتار می‌کند. زوئیکر سنتروزوم را همانند سامانه‌ای غیر تعادلی مدل‌سازی کرد که به‌طور شیمیایی فعال هست و به‌طور مداوم پروتئین‌های سازنده خود را با مایع سیتوپلاسم که آن‌ها در برگرفته است تبادل می‌کند.

در مدل وی، این پروتئین‌ها دارای دو حالت شیمیایی هستند. پروتئین در حالت آ در مایع پیرامونش حل می‌شود اما در حالت ب حل نشدنی است و نامحلول باقی می‌ماند. گاهی اوقات، پروتئین از حالت ب به‌طور ناگهانی به آ تغییر حالت می‌دهد و از قطره خارج می‌شود. یک منبع انرژی می‌تواند فرایندی معکوس را رقم زند و پروتئین از حالت آ، با غلبه بر یک سد شیمیایی، به حالت ب تغییر یابد. هنگامی‌که این پروتئین نامحلول به یک قطره برخورد می‌کند به‌راحتی به داخل آن می‌خزد و تا زمانی که یک منبع انرژی وجود دارد (نظیر نور خورشید) این مولکول‌ها به داخل و خارج از قطره جریان دارند.

زوئیکر کشف کرد که جریان مواد شیمایی واردشده به قطره و جریان خروجی از آن زمانی که قطره به‌اندازه خاصی می‌رسد (که تقریباً معادل اندازه یک سلول است) با یکدیگر برابر می‌شوند و پس‌ازآن قطره دیگر بزرگ‌تر نمی‌شود.

کشف بعدی حتی غیرقابل‌انتظارتر بود. هرچند اندازه قطرات فعال نسبتاً پایدار است اما شکل آن‌ها پایدار نیست. هنگامی‌که تعدادی از مولکول‌های نوع ب از یک سمت وارد قطره می‌شوند، آن سمت قطره کمی قلمبه و محدب می‌شود. این سمت قلمبه شده که سطح تماسی بیشتری با مایع پیرامون خود دارد سپس مولکول‌های بیشتری را جذب خود می‌کند و تحدب آن سرعت می‌گیرد. با افزایش قلمبه‌ی در یک سمت، قسمت وسط قطره که سطح تماس کمتری با مایع پیرامون دارد لاغر و نازک‌تر می‌شود تا جایی که قطره از وسط به دونیم تقسیم می‌گردد. فرایندی که تقسیم سلولی را تداعی می‌کند.

در مرحله بعد و با همکاری گروهی دیگر از پژوهشگران، نمونه‌هایی از این نوع قطره‌های فعال شیمیایی با مواد پلیمری ساخته شد که ازلحاظ فیزیکی مشابه سنتروزوم‌ها هستند تا مکانیسم رشد و تقسیم آن‌ها در عمل موردبررسی قرار گیرد. قدم بعدی این خواهد بود که نحوه تقسیم سنتروزوم‌ها و سایر قطره‌های طبیعی با دقت بیشتر موردمطالعه قرار گیرند تا مشخص شود که مکانیسم تقسیم شدن آن‌ها مشابه قطره‌های زوئیکر هست یا خیر.

اما این پرسش کماکان مطرح است که این قطرات چگونه به اشکال پیچیده‌تر فرگشت یافتند؟ در فرگشت لازم است کپی‌های حاصل از تقسیم با قطره مادر کمی متفاوت باشند تا انتخاب طبیعی وارد عمل شود و پیچیدگی افزایش یابد. گروهی از دانشمندان که تئوری دیگری بنام اول-غشاء را پیشنهاد می‌کنند معتقدند که نمی‌توانیم مکانیسم مشخصی بیابیم که توضیح دهد این قطرات چگونه به سلول‌های اولیه تبدیل شدند.

اما سایر پژوهشگران مخالف هستند و می‌گویند همین‌که قطرات شروع به تقسیم شدن کردند، آن‌ها به‌سادگی می‌توانند این توانایی را به دست بیاورند که اطلاعات ژنتیکی را به سلول‌های نسل بعد انتقال دهند. این اطلاعات ژنتیکی در اساس بسته‌ای از آر. ان.ای یا دی. ان.ای می‌باشند که پروتئین‌ها را کد می‌کنند. اگر این بسته ژنتیکی پروتئین‌های مفیدی را کدگذاری کند که نرخ تقسیم قطرات را افزایش دهد، انتخاب طبیعی آن‌ها ارجحیت خواهد داد. درنهایت، این پیش-سلول‌ها که انرژی خود را از نور خورشید به دست می‌آورند و تحت فرمان قانون افزایش آنتروپی هستند به‌تدریج به اشکال پیچیده‌تر دگرگونش خواهند یافت.

محتمل است که در طی فرایند پیچیده‌تر شدن، این قطره‌های پیش-سلولی به نحوی دارای غشاء شده باشند. قطره‌ها به‌طور طبیعی لایه‌هایی از لیپید را به خود جذب می‌کنند که تمایل دارند در مرز بین قطره و محیط اطراف قرار گیرند.

آزمایش‌های آتی میزان اعتبار تئوری فوق را مشخص خواهند کرد. آیا مواد شیمیایی طبیعی یافت خواهند شد که دو حالت آ و ب را همان‌گونه که تئوری پیش‌بینی می‌کند دارا باشند؟ اگر چنین عناصری پیدا شوند، یک مسیر منطقی بین حیات و غیر حیات ترسیم خواهد شد. قطره‌ها به مواد شیمیایی زیادی نیاز دارند که باید در اندازه و ساختار کاملاً مناسب گردآمده باشند تا اولین هسته سلولی شکل گیرد. مشخص نیست که چنین امری چگونه اتفاق افتاده است ولی می‌دانیم که مقادیر عظیمی از سوپ بنیادین و برای زمانی بس طولانی در اختیار بوده است.

ویدئو مربوط یه این مقاله:


مرجع های مطلب و منبع :

منشا حیات قطره‌های تقسیم شونده می‌توانند مبدا حیات را توضیح دهند

دایناسورها هنوز وجود دارند؟ یا آشنایی با میکروراپتور گوئی

بسیاری از دیرین شناسان از روی شواهد مهم سنگواره‌ای، استنتاج می‌کنند که دایناسورها اجداد پرندگان بودند، مخصوصاً درومئوسورها که یک گروه از تراپودهای خشکی زی، دوپا و گوشت‌خوار بودند.

برخی از دایناسورها و نیز پرندگان اولیه دارای پر بودند. آن‌ها چگونه پرواز می‌کردند؟ آیا جانوران ساکن درخت به‌عنوان یک مرحله بینابینی در پرواز پرندگان، پروازی گلایدر مانند داشتند یا اینکه جانوران ساکن زمین بال زدند و دویدند که درنهایت به کنده شدن از زمین و پرواز منتهی شد؟

سؤال در مورد منشأ پرواز در پرندگان، زیست شناسان را بیش از یک قرن سردرگم کرده بود. به‌عنوان‌مثال در سال ۱۹۱۵ ویلیام بیب جانورشناس آمریکایی این نظریه را مطرح کرد که اجداد پرندگان احتمالاً ساکن درخت بودند، پروازی گلایدر داشتند و بر روی هر چهار اندام حرکتی دارای پر بودند ولی به دلیل اینکه هیچ‌گونه شواهد سنگواره‌ای از این نظریه حمایت نمی‌کرد، دانشمندان در آن زمان آن را جدی نگرفتند.

در ابتدای سال ۱۹۹۷، دیرین شناسان سنگواره‌های متعددی از دایناسورهای پردار را کشف کردند که روشن کرد پرها قبل از پرندگان ظاهرشده‌اند. آن‌ها تصور می‌کنند که پرها به‌عنوان یک سری از صفات نوظهور یا پیش سازش‌هایی ایجاد شدند. پرهای اولیه ممکن است عایق حرارتی ایجاد کرده باشند، اما درنهایت برای پرواز مناسب شدند.

تقریباً یک قرن بعدازآن، در سال ۲۰۰۳، یک گروه از دیرین شناسان چینی، به رهبری زینگ ژو و زوانگ زو از انستیتوی سنگواره شناسی و سنگواره انسان‌شناسی پکن اعلام کردند که سنگواره‌ای کاملاً نزدیک به موجودی که بیب در مورد آن در نظر داده بود، یافته‌اند. سنگواره یک درمئوسور کوچک پردار که یک دایناسور بود، در استان لیاونینگ در شمال غرب چین پیدا شد. دایناسور میکروراپتورگوئی بر روی اندام‌های حرکتی جلویی و عقبی و نیز روی دم، دارای پر بود. این دایناسور کوچک (طول آن با دم، ۷۷ سانتی‌متر بود)، برای زندگی روی درختان سازش یافته بود.

پرهای میکروراپتور گوئی به پرهای پرندگان امروزی شباهت زیادی داشت و بدن را پوشانده بود. هر اندام حرکتی دارای ۱۲ پر اولیه پروازی و حدود ۱۸ پر ثانویه کوچک‌تر بود. پرهای میکروراپتورگوئی نامتقارن بودند؛ این‌یک ویژگی مرتبط با پرواز معمولی یا پرواز گلایدر مانند در پرندگان امروزی است. پرهای اولیه و ثانویه، الگوهای مشابهی روی اندام‌های حرکتی جلویی و عقبی داشتند که مشابه پرندگان امروزی بودند. به دلیل اینکه استخوان سینه میکروراپتور گوئی دارای ساختمانی نبوده نبود که عضلات بزرگ پروازی به آن متصل شوند، ژو و زو و همکارانشان چنین فرض کردند که اندام‌های حرکتی جلویی و عقبی امتدادیافته و پوشیده از پر، صفحه هوایی بسیار خوبی برای سرخوردن فراهم می‌آورد که تا حدودی شبیه پرده امتدادیافته پوست سنجاب‌های پرنده امروزی است؛ اما سؤال پرواز تا زمانی که کالبدشناسان و سنگواره شناسان جزئیات میکروراپتور گوئی را مطالعه کنند، جواب داده نمی‌شود. تجزیه‌وتحلیل آناتومی شانه و بال، روشن می‌کند که آیا میکروراپتور گوئی قدرت پرواز داشته است یا فقط به‌صورت گلایدری می‌پریده است مطالعه لگن، ممکن است مشخص کند که آیا میکروراپتور گوئی می‌توانسته است پاهایش را برای سرخوردن بچرخاند یا خیر؟

اما میکروراپتور گوئی که حدود ۱۲۶ میلیون سال قبل می‌زیسته است، جد مستقیم پرندگان نیست. پرندگان قبل از پیدایش میکروراپتور گوئی به وجود آمده بودند.

یکی از ابتدایی‌ترین پرنده‌های شناخته‌شده، آرکئوپتریکس است که حدود ۱۴۵ میلیون سال قبل زندگی می‌کرد؛ بنابراین حدود ۲۰ میلیون سال قبل از میکراراپتور گوئی وجود داشته است.

نظریه ژو و زو این بود که همانند میکروراپتور گوئی، دایناسورهای پردار اولیه موجوداتی با چهار بال بودند که روی درختان زندگی می‌کردند و پروازی گلایدری داشتند. آن‌ها پیشنهاد می‌کنند که در طی دوره فرگشت پرندگان، اندام‌های حرکتی پردار عقبی تحلیل رفتند عاقبت کاملاً حذف شدند.

یک نظریه دیگر این است که اندام‌های عقبی پردار، احتمالاً یک نقص فرگشتی و فقط محدود به درومئوسورها بوده و اهمیت زیادی به‌عنوان مرحله بینابینی در فرگشت پرندگان نداشته است.

به‌روشنی می‌توان گفت که میکروراپتور گوئی یک کشف عمده است که به دیرین شناسان و زیست شناسان، دیدگاه‌های مناسبی در مورد مسیر فرگشت از دایناسورها به پرندگان داده است.

منبع: آگاهیـ

 

تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که فایده جنگل چیست؟

جنگل‌ها بستر حیات و زیربنای بقای انسان و سایر موجودات زنده

خیلی از کسانی که نام جنگل را می‌شنوند یاد تفریح و گردش می‌افتند؛ تعدادی به فکر شکار و گاهی آن را زیستگاه حیوانات وحشی می‌دانند و عده‌ای نیز جنگل‌ها را به‌عنوان یک منبع اقتصادی می‌دانند که سود کلانی را برای آنان دارد.

جنگل‌ها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سامانه‌های حیات‌بخش بشر جایگاه انکارناپذیری در تأمین رفاه، آسایش و سعادتمندی جوامع بشری دارند. جنگل و درخت نه‌تنها ازنظر اقتصادی و پاکیزه نگه‌داشتن محیط‌زیست بلکه ازنظر اجتماعی و فرهنگی و روانشناسی برای همه انسان‌ها جایگاه و ارزش ویژه‌ای دارد.تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که فایده جنگل چیست؟ faezehya.com 1

امروزه با رشد بی‌رویه شهرها از یک‌سو و افزایش آلاینده‌ها اعم از کارخانه‌های تولیدی یعنی بخش صنعت و خودروها تا فاضلاب‌ها و نظایر آن محیط‌زیست و کره زمین به‌شدت در معرض تهدید است و هر ثانیه بر میزان آلودگی‌ها افزوده‌شده و در همان حال متأسفانه از میزان فضاهای سبز و به‌خصوص جنگل‌ها کاسته می‌شود. متأسفانه همه‌ساله سطوح بسیار زیادی از جنگل‌های دنیا براثر عوامل متعدد نظیر تغییر کاربری جنگل به اراضی کشاورزی، برداشت ناپایدار و بی‌رویه چوب، روش‌های ناصحیح مدیریت اراضی و ساخت سکونتگاه‌های انسانی، منهدم می‌شود.

جنگل‌زدایی یکی از فعالیت‌های مخرب جوامع انسانی است که بسیاری از کشورها را با مشکلات جدی مواجه نموده است. خشک‌سالی‌های ادواری، توسعه بیابان‌ها، پیشروی کویرها، بروز سیلاب‌های خانمان‌برانداز و … ازجمله تبعات جنگل‌زدایی محسوب می‌شود. بر اساس گزارش بانک جهانی، جنگل‌زدایی به‌تنهایی عامل تولید ۲۰% مجموع گازهای گلخانه‌ای دنیاست که این گازها موجب افزایش گرمایش جهانی می‌شوند.

فواید زیست‌محیطی جنگل‌ها

ـ اراضی جنگلی به دلیل ریشه دواندن گیاهان و درختان و فعالیت میکروارگانیسم‌های موجود در جنگل‌ها، موجب نفوذ نزولات آسمانی در خاک و ذخیره این نزولات می‌شوند به‌طوری‌که هر هکتار جنگل قادر به ذخیره‌سازی ۵۰۰ تا ۲ هزار مترمکعب آب است. درنتیجه پوشش گیاهی درختان به دلیل حفاظت از خاک، قدرت نگهداری و جذب نزولات و کاهش سرعت سقوط برف و باران بر زمین نقش انکارناپذیری در جلوگیری از فرسایش خاک و جاری شدن سیلاب و کاهش اثرات مخرب آن دارد.

ـ پوشش گیاهی به‌ویژه درختان در کاهش آلودگی هوای ناشی از سوخت واحدهای صنعتی، خودروها و منازل تأثیر به سزایی دارند. شاخ و برگ درختان جنگلی گردوغبار هوا را که توسط باد جابه‌جا می‌شوند را جذب کرده و آلودگی هوا را کاهش می‌دهند.

ـ جنگل‌ها از مصرف‌کنندگان عمده دی‌اکسید کربن ناشی از سوخت‌های فسیلی هستند. ازآنجاکه دی‌اکسید کربن از گازهای گلخانه‌ای محسوب می‌شود، مصرف بیش‌ازحد سوخت‌های فسیلی افزایش میانگین دمای زمین و به دنبال آن اختلال در محیط‌زیست انسانی آن را در پی خواهد داشت؛ بنابراین حفاظت و توسعه جنگل‌ها موجب جذب و رسوب دی‌اکسید و مانع افزایش گرمای زمین و بروز پدیده گلخانه‌ای خواهد شد.

ـ پوشش گیاهی و به‌ویژه جنگل‌ها با انجام عمل فتوسنتز یکی از منابع مهم تولید اکسیژن و به‌عنوان ریه‌های تنفسی حیات به شمار می‌روند. به‌طوری‌که هر هکتار جنگل قادر به تولید اکسیژن موردنیاز دست‌کم ده نفر در طول سال خواهد بود.

ـ به دلیل تنوع ساختار افقی و عمودی درختان جنگلی، به‌ویژه وجود درختانی با سرشت متفاوت و طبقات ارتفاعی مختلف، جنگل‌ها در مطلوبیت بهره‌مندی از اثرات فیزیکی، شیمیایی و حرارتی پرتو خورشید برای انسان‌ها تأثیر به سزایی دارند. ضمن این‌که وضعیت تابش نور خورشید در فضای جنگلی نقش مؤثری در آرامش روحی انسان‌ها دارد.

ـ جنگل‌ها موجب تعدیل آب‌وهوای محیط می‌شوند. در ساعات روزبه این دلیل که شاخ و برگ درختان مانند حفاظی در برابر پرتو نورانی خورشید قرار می‌گیرند، دمای هوای جنگل کمتر از دمای فضای غیر جنگلی است و در طول شب نیز به این دلیل که تغییر و انعکاس حرارتی دما در محیط و خاک جنگلی کمتر است، هوای محیط جنگلی خنک‌تر از فضای باز است.

ـ در جنگل ترکیبی از آوای دلنواز پرندگان، جریان آب دره‌ها و رودخانه‌ها و به هم خوردن برگ‌ها و شاخه‌ها به روح و روان آدمی آرامش می‌بخشد. ازآنجاکه محیط جنگلی فاقد انواع صداهای گوش‌خراش و مخرب است، محیطی امن و آرامش‌بخش برای استراحت انسان‌های خسته از فعالیت در مراکز صنعتی و شهری در ایام فراغت است. سیمای ظاهری درختان، چشم‌انداز آرامش‌بخش و مطلوبی برای انسان به شمار می‌آید. درختان و درختچه‌ها به دلیل دارا بودن رنگ‌های مختلف، چشم‌اندازی طبیعی و دیدنی در برابر دیدگان آدمی قرار می‌دهند. به‌ویژه رنگ سبز برگ درختان که ازنظر هواشناسی ازجمله رنگ‌های آرامش‌بخش است. جنگل همچنین در زیباسازی محیط زندگی جوامع بشری جایگاه ویژه‌ای دارد.تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که فایده جنگل چیست؟

ـ مقاومت جنگل در مقابل ویرانگری‌های باد و طوفان، نشانه و نمادی از دوستی طبیعت و بشر است. درختان جنگلی در کاهش سرعت باد و طوفان نقش بسزایی دارند و موجب کاهش اثرات تخریبی این عوامل می‌شوند.

ـ درختان جنگلی با جذب نزولات و ذخیره کردن آن در سفره‌های آب زیرزمینی و تبخیر آن در ایام خشک، موجب افزایش رطوبت نسبی هوا در فضای جنگل می‌شوند. افزون بر این‌که شاخ و برگ درختان با جلوگیری از تابش مستقیم نور خورشید و کاهش اثرات تخریبی پرتوهای خورشیدی، مانع تبخیر سطحی رطوبت خاک می‌شوند.

ـ جنگل‌ها به‌عنوان محیط‌زیست طبیعی، مأمن بسیاری از حیوانات وحشی و پرندگان هستند و نقش مؤثر آنان در بهسازی محیط‌زیست انکارناپذیر است.

اهمیت روزافزون نقش زیست‌محیطی جنگل‌ها و تأثیر همه‌جانبه آن در توسعه پایدار ایجاب می‌کند برای ترویج فرهنگ حفاظت و حراست از جنگل‌ها و به‌منظور برخورداری کامل از کلیه ارزش‌های زیست‌محیطی، دست در دست یکدیگر تلاشی مشترک را عینیت‌بخشیم تا جنگل‌ها همچنان به‌عنوان ابزار آرامش و سعادتمندی نسل‌های امروز و فردا پایدار بمانند.

ما و شما که ضرورت وجود درخت را به دلیل وجود آلاینده‌ها بیش از هر چیز دیگری احساس می‌کنیم، نه‌تنها بایستی در توسعه جنگل و درختکاری ساعی باشیم بلکه از هرگونه تخریب جنگل و فضای سبز ممانعت کنیم.

کشف باکتری «۳.۷ میلیارد ساله»؛ انسان به یافتن حیات در کرات دیگر نزدیک می‌شود؟

دانشمندان موفق به کشف اثری از یک باکتری شده‌اند که بیشتر از ۳.۷ میلیارد سال پیش می‌زیسته است که در صورت تأیید، این باکتری قدیمی‌ترین فسیل شناخته‌شده روی کره زمین خواهد بود.

به گزارش یو اس ای تودی، آثار حیات این باکتری در نزدیکی منافذ هیدروترمال، شکاف‌های کف اقیانوس که مواد مذاب موجود در هسته زمین را به اقیانوس‌ها سرازیر می‌کردند، کشف‌شده است.

در صورت تأیید وجود این باکتری، این منافذ که در سطح دیگر سیارات منظومه شمسی هم موجود هستند، تبدیل به مرکز اصلی برای جست‌وجوی حیات در کرات دیگر خواهند شد.

دکتر ماتیو داد، از دانشگاه کالج لندن و یکی از محققان اصلی این کشف تازه، می‌گوید:

«این خیلی هیجان‌انگیز است که نوعی از حیات بلافاصله پس از شکل‌گیری سیاره زمین، شکل می‌گیرد».

نتایج این کشف تازه این هفته در مجله معتبر نیچر منتشرشده است.

دکتر داد می‌گوید:

«این (کشف تازه)‌ به من امید زیادی می‌دهد که بتوانیم حیات را در دیگر نقاط جهان پیدا کنیم».

به گزارش لوس‌آنجلس تایمز، محققان می‌گویند که حدس آن‌ها در خصوص حیات این باکتری از آزمایش رگه‌های مواد معدنی مانند آهن در سنگ‌های بسیار قدیمی در ایالت کبک کانادا نشاءت گرفته است.

قدمت سنگ‌های این منطقه دست‌کم ۳.۷۷ میلیارد است و تا ۴.۲۸ میلیارد سال هم می‌رسد. تنها پنج نقطه در جهان وجود دارد که در آن‌ها سنگ‌هایی با این قدمت یافت می‌شود.

دکتر دامینو پاپینو، یکی دیگر از محققان اصلی این اکتشاف، سنگ‌هایی را از این منطقه در سال ۲۰۰۸ جمع‌آوری و برای مطالعه به آزمایشگاه برده بود، پس از برش این سنگ‌ها به لایه‌هایی بسیار نازک، رشته‌هایی از سنگ‌های معدنی در آن‌ها کشف شد؛ اما آن‌ها متوجه فعل‌وانفعالات شیمایی در برخی از رشته‌های این مواد معدنی- مانند آهن- شده‌اند که با فعل‌وانفعالات باکتری‌های شناخته‌شده بر روی آن‌ها یکسان است.

البته بسیاری از دانشمندان متخصص درزمینهٔ گونه‌های اولیه حیات بر روی کره زمین می‌گویند که هنوز تا اثبات این نظریه راه درازی باقی‌مانده و این فعل‌وانفعالات می‌توانند به علل دیگری غیر از وجودی یک باکتری هم به وجود آمده باشند.

بنا بر باور علمی موجود، زمین کمی بیشتر از ۴.۵ میلیارد سال سن دارد. قدمت کهن‌ترین عناصر شناخته‌شده بر آن نیز که زیرکن‌ها هستند، به ۴.۳ میلیارد سال پیش بازمی‌گردد.

بر اساس یافته‌ها و تحقیقات فعلی، حیات نیز نزدیک به ۳.۷ تا ۳.۸ میلیارد سال پیش با سلول‌های پیش‌هسته‌ای تک‌یاخته‌ای مانند باکتری‌ها آغاز شد؛ اما آغاز حیات به شکل‌هایی که برای ما آشنا هستند، خیلی سال بعد، یعنی تقریباً ۵۷۰ میلیون سال پیش شروع شد: با بندپایان و سپس ماهیان.

پستانداران تازه ۲۰۰ میلیون سال پیش شروع به تکامل کردند و «ما» ۲۰۰ هزار سال پیش. درنتیجه قدمت «انسان خردمند» (هومو ساپینس) بر زمین، چیزی در حدود چهارهزارم درصد از آغاز آن است.