خانه / تازه‌ها / نوشته‌های من / ادبیات و شعر / چه جانی بگرفت از دیدار تو، دل

چه جانی بگرفت از دیدار تو، دل

چشمان تو نرگسی‌ست
که هنگام مرگ همه چیز
زندگی به بار آورده
باهار سبز را از دل دیِ سیاه
به سامان باغ پیر آورده
آه که نوبرانه چه نگاری به باغ آورده

فائز احیا
۱۸ خردادماه ۱۳۹۹

درباره Faez Ehya

می‌خواهم اینجا خانه مجازی من باشد. هر آنچه در زندگی من مهم است اینجا می‌آورم. اما هیچ چیز مهمتر از عشق نیست. آن‌را در قلبم نگهبانی می‌کنم. فائزاحیا

شاید این را هم بخواهید مطالعه کنید.

مرا آغاز و پایانی چون تو باید

همه‌چیز ابتدا و انتهایی دارد همه‌چیز آغاز می‌شود همه‌چیز پایان می‌گیرد گاهی تلخ و اندکی هم شیرین وه که مرا تو خود که گویی بودی و هستی و خواهی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + هفت =