خانه / تازه‌ها / نوشته‌های من / ادبیات و شعر / نوستالژی یعنی آه یا فرصتهای از دست رفته که برنمیگردند

نوستالژی یعنی آه یا فرصتهای از دست رفته که برنمیگردند

چیزی ازش نمی‌دانستم، دعوتم کرده بود، مرا و بقیه را، به یک دورهمی، نمی‌شناختمش هم.
نمی‌خواستم بروم، خوب نبودم، افسرده بودم و دنبال خوب شدن هم نبودم.
ولی رفتم، می‌خواستم از اتفاق‌های روزمره دورباشم، رفتم و خوب شد هم رفتم، خوب شدم آخر.
دیدمش، برخوردش، نگاهش و صدایش مرا گرفت، مرا گرفت و ول نکرد.
عاشقش شده بودم؛ چطور؟ نمی‌دانم یا شاید می‌دانم ولی نمی‌خواهم بگویم، نه نمی‌گویم. راز خودم است.
داشت می‌رفت، می‌رفت سوی دیگری، نگذاشتم، عاشقش کردم.
چرا؟
هر جور حساب کردم دیدم در زندگی من، من ِ دهه شصتی نوستالژی زیاد است، از دست دادن‌ها زیاد است، حسرت‌ها، نگذارم او هم نوستالژی شود.
نگذاشتم، نمی‌گذارم.

 

نوستالژی
یعنی ببینی،
یادت بیاید،
دلت بخواهد،
به دست نیاید،
دلت به درد بیاید،
بگویی آه!

فائز احیا
۱۹ دی‌ماه ۱۳۹۵

نوستالژی nostalgia را می‌توان به‌طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا و یا اشخاص و موقعیت‌های گذشته، تعریف کرد. معنی دیگر نوستالژی دل‌تنگی شدید برای زادگاه است.

اگر در کتاب‌های ادبی و علمی تاریخی جستجو کنید، نمی‌توانید نشانی از واژه نوستالژی را پیدا کنید، چراکه نوستالژی حاصل یک واژه‌سازی است.

درباره Faez Ehya

می‌خواهم اینجا خانه مجازی من باشد. هر آنچه در زندگی من مهم است اینجا می‌آورم. اما هیچ چیز مهمتر از عشق نیست. آن‌را در قلبم نگهبانی می‌کنم. فائزاحیا

شاید این را هم بخواهید مطالعه کنید.

نازک طبع اردیبهشتی من، بهشت من

بهشت من طبع نازکت مرا و تمام جان مرا عاشق می‌دارد مجنون می‌کند شاعر می‌شود واژه شعر می‌گوید عشق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 6 =