خانه / تازه‌ها / نوشته‌های من / ادبیات و شعر / ممنوع بود و آزاد کردیم

ممنوع بود و آزاد کردیم

ما ممنوع بودیم

برای بوسیدن و آغوش

برای عاشقی‌ها مدام

ما ممنوع بودیم

اما

من و تو

ما

ایستادیم

منع را

ممنوع را

در خانه پدری

ایران

آزاد کردیم

عشق را

بوسه را

آغوش را

مدام

آزاد کردیم

 

فائز احیا

۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶

درباره Faez Ehya

می‌خواهم اینجا خانه مجازی من باشد. هر آنچه در زندگی من مهم است اینجا می‌آورم. اما هیچ چیز مهمتر از عشق نیست. آن‌را در قلبم نگهبانی می‌کنم. فائزاحیا

شاید این را هم بخواهید مطالعه کنید.

نازک طبع اردیبهشتی من، بهشت من

بهشت من طبع نازکت مرا و تمام جان مرا عاشق می‌دارد مجنون می‌کند شاعر می‌شود واژه شعر می‌گوید عشق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − چهارده =