به تو می‌گریزم

خسته از خویشم و از تو تدبیری باید
تدبیر و رهی تازه و نو
تا که از خود در شوم و با تو درآویزم باز
عشق را پرده درم
پرده نو ساز کنم
هر چه رشته‌ست به فسون،
غم
همه را
چاک کنم
سررشته از نو بردست گیرم
ولی
از تو تدبیری باید
نگهی، خنده‌ای
یا که نه
بهتر از این‌ها،
تر کردن لب تو با لب من
تا که از نو شنگ شوم
دنگ شوم
رخت غم از من بشود
شادی برخیزد
از تو تدبیری باید
باشد؟

فائز احیا
۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۶

درباره Faez Ehya

می‌خواهم اینجا خانه مجازی من باشد. هر آنچه در زندگی من مهم است اینجا می‌آورم. اما هیچ چیز مهمتر از عشق نیست. آن‌را در قلبم نگهبانی می‌کنم. فائزاحیا

شاید این را هم بخواهید مطالعه کنید.

چه جانی بگرفت از دیدار تو، دل

چشمان تو نرگسی‌ست که هنگام مرگ همه چیز زندگی به بار آورده باهار سبز را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − 9 =